قرار بود بیایی برای من باشی
نه این که تا ابد اینجا به جای من باشی
قرار بود بیایی به هم بپیوندیم
فدای چشم تو باشم فدای من باشی
قرار بود بیایی شبی به زیبایی
غزال من غزل درد های من باشی
قرار بود بیایی به کوچه ای بنبست
شبی غریبه ترین آشنای من باشی
قرار بود بیایی در آستانه ی در
همیشه بنده بمانم خدای من باشی
قرار بود بیای و فتنه بنشیند
نه این که تا ابد ماجرای من باشی
هزار آینه در من شکست و نشکستی
نشد که دست کم اینجا صدای من باشی
میان موج شکن آرزوی من این است
خدا خدا کنم و نا خدای من باشی